der Hänfling
سهره معمولی (پرنده)، فرد لاغر و ضعیف
Bedeutungen
1
یک پرنده کوچک از خانواده سهرگان (Carduelis cannabina) با پرهای رنگارنگ، که در اروپا و آسیا یافت میشود.
- Ein kleiner Hänfling saß auf dem Ast und sang sein Lied.سهره کوچکی روی شاخه نشسته بود و آوازش را میخواند.
- Man kann Hänflinge oft in Gärten und auf Feldern beobachten.اغلب میتوان سهرهها را در باغها و مزارع مشاهده کرد.
- Der Gesang des Hänflings ist sehr melodisch.آواز سهره بسیار دلنشین است.
2
به صورت تحقیرآمیز یا عامیانه، به فردی لاغر، ضعیف و بیحال گفته میشود.
- Nach der Krankheit war er nur noch ein Hämpfling.بعد از بیماری، او دیگر چیزی جز یک لاغر مردنی نبود.
- Der Junge war so ein Hämpfling, dass er kaum laufen konnte.پسر آنقدر ضعیف بود که به سختی میتوانست راه برود.
- Er fühlt sich wie ein Hämpfling, wenn er zu wenig gegessen hat.وقتی کم غذا خورده باشد، احساس میکند یک لاغر مردنی است.