der Hänfling

Aussprache: /ˈhɛnflɪŋ/
Worttrennung: Hänf·ling
اسم

سهره معمولی (پرنده)، فرد لاغر و ضعیف

Bedeutungen

1

یک پرنده کوچک از خانواده سهرگان (Carduelis cannabina) با پرهای رنگارنگ، که در اروپا و آسیا یافت می‌شود.

  • Ein kleiner Hänfling saß auf dem Ast und sang sein Lied.سهره کوچکی روی شاخه نشسته بود و آوازش را می‌خواند.
  • Man kann Hänflinge oft in Gärten und auf Feldern beobachten.اغلب می‌توان سهره‌ها را در باغ‌ها و مزارع مشاهده کرد.
  • Der Gesang des Hänflings ist sehr melodisch.آواز سهره بسیار دلنشین است.
2

به صورت تحقیرآمیز یا عامیانه، به فردی لاغر، ضعیف و بی‌حال گفته می‌شود.

  • Nach der Krankheit war er nur noch ein Hämpfling.بعد از بیماری، او دیگر چیزی جز یک لاغر مردنی نبود.
  • Der Junge war so ein Hämpfling, dass er kaum laufen konnte.پسر آنقدر ضعیف بود که به سختی می‌توانست راه برود.
  • Er fühlt sich wie ein Hämpfling, wenn er zu wenig gegessen hat.وقتی کم غذا خورده باشد، احساس می‌کند یک لاغر مردنی است.