der Hängeboden

Aussprache: /ˈhɛŋəˌboːdn̩/
Worttrennung: Hän·ge·bo·den
اسم

سقف کاذب (برای انبار کردن)، طبقه معلق

Bedeutungen

1

فضایی که بین سقف اصلی و سقف کاذب ایجاد می‌شود و برای نگهداری وسایل یا تأسیسات استفاده می‌شود.

  • Im Hängeboden über dem Wohnzimmer lagern wir alte Kisten.در فضای بالای سقف کاذب بالای اتاق نشیمن، جعبه‌های قدیمی را انبار می‌کنیم.
  • Die Elektriker mussten durch den Hängeboden, um die Kabel zu verlegen.برقکاران مجبور بودند از فضای بالای سقف کاذب عبور کنند تا کابل‌ها را نصب کنند.
  • Der Hängeboden bot zusätzlichen Stauraum für die Weihnachtsdekoration.فضای بالای سقف کاذب، فضای ذخیره‌سازی اضافی برای تزئینات کریسمس فراهم کرد.