die Hängematte

Aussprache: /ˈhɛŋəˌmatə/
Worttrennung: Hän·ge·mat·te
اسم

بانوج، تختخواب توری معلق

Bedeutungen

1

یک تختخواب یا نیمکت پارچه‌ای یا توری که بین دو نقطه (مانند درخت یا پایه) آویزان می‌شود و برای استراحت یا خوابیدن استفاده می‌شود.

  • Wir haben im Garten eine Hängematte zwischen zwei Bäumen aufgehängt.ما یک بانوج در باغ بین دو درخت آویزان کردیم.
  • Die Hängematte ist perfekt zum Entspannen an warmen Tagen.بانوج برای استراحت در روزهای گرم عالی است.
  • Er schlief in der Hängematte unter dem Sternenhimmel ein.او در بانوج زیر آسمان پرستاره به خواب رفت.