das Hängen

Aussprache: /ˈhɛŋən/
Worttrennung: Hän·gen
اسم

اعدام با طناب دار، به دار آویختن

Bedeutungen

1

عمل اعدام فرد با بستن طناب به دور گردن و آویزان کردن او از ارتفاع.

  • Das Hängen war im Mittelalter eine verbreitete Hinrichtungsart.اعدام با طناب دار در قرون وسطی یک روش رایج اعدام بود.
  • Der Angeklagte wurde zum Hängen verurteilt.متهم به اعدام با طناب دار محکوم شد.
  • Das Hängen wurde später durch andere Methoden ersetzt.اعدام با طناب دار بعدها با روش‌های دیگر جایگزین شد.