der Hänger
تریلر، یدککش، گیر کردن ذهنی، تأخیر
Bedeutungen
1
یک وسیله نقلیه که پشت وسیله نقلیه دیگر کشیده میشود، مانند تریلر یا کاروان؛ یدککش.
- Wir haben einen Hänger gemietet, um die Möbel zu transportieren.ما برای حمل اثاثیه یک تریلر اجاره کردیم.
- Der LKW zog einen schweren Hänger.کامیون یک تریلر سنگین را میکشید.
- Ein kleiner Hänger kann auch von einem PKW gezogen werden.یک تریلر کوچک را میتوان توسط یک خودروی سواری نیز کشید.
2
یک حالت روانی که در آن فرد نمیتواند به طور مؤثر فکر کند یا پیشرفت کند؛ گیر کردن ذهنی، وقفه در تفکر.
- Nach der langen Präsentation hatte ich einen kurzen Hänger.بعد از ارائه طولانی، دچار یک وقفه ذهنی کوتاه شدم.
- Manchmal hat man einfach einen Hänger und findet nicht die richtigen Worte.گاهی اوقات آدم دچار گیر کردن ذهنی میشود و کلمات مناسب را پیدا نمیکند.
- Der Musiker hatte einen kreativen Hänger und konnte keine neuen Melodien schreiben.آن موسیقیدان دچار وقفه خلاقیت شده بود و نمیتوانست ملودیهای جدیدی بنویسد.
3
تأخیر یا کندی در پیشرفت یا عملکرد؛ افت.
- Es gab einen Hänger im Projekt, aber wir holen jetzt auf.در پروژه تأخیری وجود داشت، اما اکنون در حال جبران هستیم.
- Der Computer hat manchmal einen Hänger und reagiert langsam.کامپیوتر گاهی اوقات کند میشود و به آرامی پاسخ میدهد.
- Wir befürchten einen Hänger in der wirtschaftlichen Entwicklung.ما نگران افت در توسعه اقتصادی هستیم.