der Hänger

Aussprache: /ˈhɛŋɐ/
Worttrennung: Hän·ger
اسم

تریلر، یدک‌کش، گیر کردن ذهنی، تأخیر

Bedeutungen

1

یک وسیله نقلیه که پشت وسیله نقلیه دیگر کشیده می‌شود، مانند تریلر یا کاروان؛ یدک‌کش.

  • Wir haben einen Hänger gemietet, um die Möbel zu transportieren.ما برای حمل اثاثیه یک تریلر اجاره کردیم.
  • Der LKW zog einen schweren Hänger.کامیون یک تریلر سنگین را می‌کشید.
  • Ein kleiner Hänger kann auch von einem PKW gezogen werden.یک تریلر کوچک را می‌توان توسط یک خودروی سواری نیز کشید.
2

یک حالت روانی که در آن فرد نمی‌تواند به طور مؤثر فکر کند یا پیشرفت کند؛ گیر کردن ذهنی، وقفه در تفکر.

  • Nach der langen Präsentation hatte ich einen kurzen Hänger.بعد از ارائه طولانی، دچار یک وقفه ذهنی کوتاه شدم.
  • Manchmal hat man einfach einen Hänger und findet nicht die richtigen Worte.گاهی اوقات آدم دچار گیر کردن ذهنی می‌شود و کلمات مناسب را پیدا نمی‌کند.
  • Der Musiker hatte einen kreativen Hänger und konnte keine neuen Melodien schreiben.آن موسیقیدان دچار وقفه خلاقیت شده بود و نمی‌توانست ملودی‌های جدیدی بنویسد.
3

تأخیر یا کندی در پیشرفت یا عملکرد؛ افت.

  • Es gab einen Hänger im Projekt, aber wir holen jetzt auf.در پروژه تأخیری وجود داشت، اما اکنون در حال جبران هستیم.
  • Der Computer hat manchmal einen Hänger und reagiert langsam.کامپیوتر گاهی اوقات کند می‌شود و به آرامی پاسخ می‌دهد.
  • Wir befürchten einen Hänger in der wirtschaftlichen Entwicklung.ما نگران افت در توسعه اقتصادی هستیم.