das Härchen

Aussprache: /ˈhɛːrçən/
Worttrennung: Här·chen
اسم

موی کوچک، کرک

Bedeutungen

1

موی بسیار نازک، کوتاه و ظریف، مانند کرک روی پوست یا برگ گیاهان.

  • Auf seiner Wange waren feine Härchen zu sehen.کُرک‌های ظریفی روی گونه‌اش دیده می‌شد.
  • Die Pflanze hat kleine Härchen am Stiel.گیاه کرک‌های کوچکی روی ساقه‌اش دارد.
  • Manche Menschen haben mehr Härchen im Gesicht als andere.برخی افراد نسبت به دیگران موهای ظریف بیشتری در صورت خود دارند.