der Häretiker

Aussprache: /ˈhɛʁetikɐ/
Worttrennung: Hä·re·ti·ker
اسم

مرتد، بدعت‌گذار، کافر

Bedeutungen

1

شخصی که عقاید یا باورهایش با اصول پذیرفته شده یک دین یا مکتب فکری مغایرت دارد؛ بدعت‌گذار یا مرتد.

  • Der Gelehrte wurde von der Kirche als Häretiker bezeichnet.آن دانشمند توسط کلیسا به عنوان بدعت‌گذار معرفی شد.
  • In der Geschichte gab es viele Fälle, in denen Menschen als Häretiker verfolgt wurden.در تاریخ موارد زیادی وجود داشته که افراد به عنوان مرتد تحت تعقیب قرار گرفته‌اند.
  • Seine Ansichten machten ihn zu einem Häretiker in den Augen der Traditionalisten.دیدگاه‌های او باعث شد در نظر محافظه‌کاران به یک بدعت‌گذار تبدیل شود.