der Häretiker
مرتد، بدعتگذار، کافر
Bedeutungen
1
شخصی که عقاید یا باورهایش با اصول پذیرفته شده یک دین یا مکتب فکری مغایرت دارد؛ بدعتگذار یا مرتد.
- Der Gelehrte wurde von der Kirche als Häretiker bezeichnet.آن دانشمند توسط کلیسا به عنوان بدعتگذار معرفی شد.
- In der Geschichte gab es viele Fälle, in denen Menschen als Häretiker verfolgt wurden.در تاریخ موارد زیادی وجود داشته که افراد به عنوان مرتد تحت تعقیب قرار گرفتهاند.
- Seine Ansichten machten ihn zu einem Häretiker in den Augen der Traditionalisten.دیدگاههای او باعث شد در نظر محافظهکاران به یک بدعتگذار تبدیل شود.