die Häretikerin
زن مرتد، زن بدعتگذار
Bedeutungen
1
زن یا دختری که عقاید یا باورهایش با اصول پذیرفته شده یک دین یا مکتب فکری مغایرت دارد؛ زن بدعتگذار یا مرتد.
- Die Frau wurde wegen ihrer abweichenden Meinung zur Häretikerin erklärt.آن زن به دلیل عقیده متفاوتش، مرتد اعلام شد.
- Die Geschichte erzählt von einer mutigen Häretikerin, die für ihre Überzeugungen kämpfte.این داستان درباره یک زن بدعتگذار شجاع است که برای باورهایش جنگید.
- Als Häretikerin wurde sie von ihrer Gemeinschaft ausgeschlossen.او به عنوان یک زن مرتد از جامعه خود طرد شد.