die Häufigkeit
فراوانی، بسامد، تکرار
Bedeutungen
1
تعداد دفعاتی که یک رویداد، پدیده یا مقدار خاص در یک بازه زمانی یا مجموعه داده رخ میدهد.
- Die Häufigkeit von Erdbeben in dieser Region ist sehr hoch.فراوانی زلزله در این منطقه بسیار زیاد است.
- Wir müssen die Häufigkeit der Kontrollen erhöhen.ما باید فراوانی بازرسیها را افزایش دهیم.
- Die Häufigkeit dieses Wortes im Text ist bemerkenswert.تکرار این کلمه در متن قابل توجه است.
2
در فیزیک و مهندسی صدا، تعداد نوسانات یا چرخههای کامل یک موج در واحد زمان (معمولاً هرتز).
- Die Frequenz eines Tons bestimmt seine Tonhöhe.بسامد یک صدا، زیر و بمی آن را تعیین میکند.
- Die menschliche Stimme hat eine bestimmte Frequenz.صدای انسان بسامد مشخصی دارد.
- Die Frequenz des Radiosenders ist 98.5 MHz.بسامد فرستنده رادیویی 98.5 مگاهرتز است.