höhlen
توخالی کردن، حفره کردن
Beispiele
- Seitdem sollen sie noch immer in der Johannisnacht herabfallen, und ein tiefes Loch im harten Urgesteine des Pflasters zeigt noch heute die Stelle, wohin die Tropfen gefallen, die den Stein ''gehöhlt'' haben.از آن زمان به بعد گفته میشود که آنها هنوز در شب نیمه تابستان میافتند و سوراخ عمیقی در سنگ سخت سنگفرش، مکانی را که قطرات افتاده و سنگ را توخالی کردهاند، هنوز نشان میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از داخل خالی کردن یا گود کردن، معمولاً با برداشتن مواد از آن.
- Der Bildhauer höhlt den Stein, um eine Skulptur zu formen.مجسمهساز سنگ را توخالی میکند تا یک مجسمه بسازد.
- Die Würmer höhlten das Holz des alten Schrankes.کرمها چوب کمد قدیمی را سوراخ کردند (توخالی کردند).