das Holz

Aussprache: /hɔlts/
Worttrennung: Holz
اسم

چوب

Bedeutungen

1

ماده سخت و فیبری که از تنه و شاخه‌های درختان به دست می‌آید و برای ساخت و ساز، سوخت و صنایع دستی استفاده می‌شود.

  • Das Haus ist aus Holz gebaut.این خانه از چوب ساخته شده است.
  • Wir brauchen mehr Holz für den Kamin.ما به چوب بیشتری برای شومینه نیاز داریم.
  • Das Holz duftet angenehm.این چوب بوی خوشایندی دارد.
2

قطعه‌ای از چوب درخت، معمولاً بریده شده برای استفاده خاص.

  • Er schnitzte eine Figur aus Holz.او یک مجسمه از چوب تراشید.
  • Das Holz ist für den Möbelbau geeignet.این چوب برای ساخت مبلمان مناسب است.
  • Sie kaufte ein Stück Holz für ihr Projekt.او یک تکه چوب برای پروژه‌اش خرید.