das Holz
چوب
Bedeutungen
1
ماده سخت و فیبری که از تنه و شاخههای درختان به دست میآید و برای ساخت و ساز، سوخت و صنایع دستی استفاده میشود.
- Das Haus ist aus Holz gebaut.این خانه از چوب ساخته شده است.
- Wir brauchen mehr Holz für den Kamin.ما به چوب بیشتری برای شومینه نیاز داریم.
- Das Holz duftet angenehm.این چوب بوی خوشایندی دارد.
2
قطعهای از چوب درخت، معمولاً بریده شده برای استفاده خاص.
- Er schnitzte eine Figur aus Holz.او یک مجسمه از چوب تراشید.
- Das Holz ist für den Möbelbau geeignet.این چوب برای ساخت مبلمان مناسب است.
- Sie kaufte ein Stück Holz für ihr Projekt.او یک تکه چوب برای پروژهاش خرید.