das Hörensagen

Aussprache: /ˈhøːʁənˌzaːɡn̩/
Worttrennung: Hö·ren·sa·gen
اسم

شنیده‌ها، حرف‌های دهان به دهان

Bedeutungen

1

اطلاعاتی که از طریق شنیدن از دیگران به دست آمده و صحت آن تضمین شده نیست؛ شایعه.

  • Das ist nur Hörensagen, keine Fakten.این فقط حرف‌های دهان به دهان است، نه واقعیت.
  • Ich habe nur durch Hörensagen von dem Vorfall gehört.من فقط از طریق شنیده‌ها از این حادثه شنیده‌ام.
  • Man sollte nicht alles glauben, was man durch Hörensagen erfährt.نباید هر چیزی را که از طریق شنیده‌ها می‌فهمیم باور کرد.