das Hühnchencurry
کاری مرغ
Bedeutungen
1
خورشتی هندی یا آسیایی که با مرغ، ادویهجات کاری و معمولاً شیر نارگیل یا خامه تهیه میشود.
- Wir haben gestern Abend ein leckeres Hühnchencurry mit Reis gegessen.دیشب یک کاری مرغ خوشمزه با برنج خوردیم.
- Das Hühnchencurry in diesem Restaurant ist sehr berühmt.کاری مرغ در این رستوران بسیار معروف است.
- Kannst du mir bitte das Rezept für dein Hühnchencurry geben?میتوانی لطفا دستور پخت کاری مرغت را به من بدهی؟