das Hühnchencurry

Aussprache: /ˈhyːnçənˌkœʁi/
Worttrennung: Hühn·chen·cur·ry
اسم

کاری مرغ

Bedeutungen

1

خورشتی هندی یا آسیایی که با مرغ، ادویه‌جات کاری و معمولاً شیر نارگیل یا خامه تهیه می‌شود.

  • Wir haben gestern Abend ein leckeres Hühnchencurry mit Reis gegessen.دیشب یک کاری مرغ خوشمزه با برنج خوردیم.
  • Das Hühnchencurry in diesem Restaurant ist sehr berühmt.کاری مرغ در این رستوران بسیار معروف است.
  • Kannst du mir bitte das Rezept für dein Hühnchencurry geben?می‌توانی لطفا دستور پخت کاری مرغت را به من بدهی؟