der Hühnerbraten
مرغ بریان، خوراک مرغ
Bedeutungen
1
گوشت مرغ که در فر یا روی آتش بریان شده است، معمولاً به عنوان یک وعده غذایی.
- Zum Sonntagsessen gab es einen leckeren Hühnerbraten.برای شام یکشنبه، یک مرغ بریان خوشمزه سرو شد.
- Der Duft von Hühnerbraten erfüllte die ganze Küche.بوی مرغ بریان تمام آشپزخانه را پر کرده بود.
- Wir haben einen ganzen Hühnerbraten für das Festmahl bestellt.ما یک مرغ بریان کامل برای ضیافت سفارش دادیم.