der Hühnerbraten

Aussprache: /ˈhyːnɐˌbraːtn̩/
Worttrennung: Hüh·ner·bra·ten
اسم

مرغ بریان، خوراک مرغ

Bedeutungen

1

گوشت مرغ که در فر یا روی آتش بریان شده است، معمولاً به عنوان یک وعده غذایی.

  • Zum Sonntagsessen gab es einen leckeren Hühnerbraten.برای شام یکشنبه، یک مرغ بریان خوشمزه سرو شد.
  • Der Duft von Hühnerbraten erfüllte die ganze Küche.بوی مرغ بریان تمام آشپزخانه را پر کرده بود.
  • Wir haben einen ganzen Hühnerbraten für das Festmahl bestellt.ما یک مرغ بریان کامل برای ضیافت سفارش دادیم.