das Hühnerei

Aussprache: /ˈhyːnɐˌʔaɪ̯/
Worttrennung: Hüh·nerei
اسم

تخم مرغ

Bedeutungen

1

تخم گذاشته شده توسط مرغ که منبع غذایی رایج و سرشار از پروتئین است و در پخت و پز کاربرد فراوانی دارد.

  • Ich brauche noch zwei Hühnereier für das Omelett.من برای املت به دو تخم مرغ دیگر نیاز دارم.
  • Das Hühnerei ist eine wichtige Zutat in vielen Backrezepten.تخم مرغ یک ماده اولیه مهم در بسیاری از دستورهای پخت کیک و شیرینی است.
  • Sie kaufte ein Dutzend frische Hühnereier auf dem Bauernmarkt.او یک دوجین تخم مرغ تازه از بازار کشاورزان خرید.