die Hündelerin

Aussprache: /ˈhʏndələrɪn/
Worttrennung: Hün·de·le·rin
اسم

سگ ماده، صاحب سگ ماده

Bedeutungen

1

سگ ماده؛ حیوان ماده از نژاد سگ.

  • Unsere Hündelerin hat gerade Welpen bekommen.سگ ماده ما به تازگی توله به دنیا آورده است.
  • Die Hündelerin bellte laut, als der Postbote kam.سگ ماده با صدای بلند پارس کرد وقتی نامه‌رسان آمد.
  • Der Tierarzt untersuchte die gesunde Hündelerin.دامپزشک سگ ماده سالم را معاینه کرد.
2

به صورت غیررسمی و گاهی طنزآمیز، به زنی که سگ دارد یا به شدت به سگش علاقه دارد، اشاره دارد (مشابه "Frauerl" اما کمتر رایج).

  • Sie ist eine richtige Hündelerin, ihr Leben dreht sich nur um ihren Hund.او واقعاً یک زن سگ‌دوست است، زندگی‌اش فقط حول سگش می‌چرخد.
  • Die Nachbarin, eine passionierte Hündelerin, geht jeden Morgen mit ihrem Dackel spazieren.همسایه، که یک زن سگ‌دوست پرشور است، هر روز صبح با سگ داکس‌هوندش قدم می‌زند.
  • Manche Leute scherzen und nennen eine Frau, die ihren Hund sehr verwöhnt, eine 'Hündelerin'.برخی افراد شوخی می‌کنند و زنی را که سگش را خیلی نازپرورده می‌کند، 'زن سگ‌دار' می‌نامند.