der Hüpfball

Aussprache: /ˈhʏpfbal/
Worttrennung: Hüpf·ball
اسم

توپ جهنده، توپ بادی دسته‌دار (برای پریدن)

Bedeutungen

1

یک توپ بزرگ و بادی که معمولاً دارای یک دسته است و کودکان روی آن می‌نشینند و با پریدن روی آن، درجا یا در مسیر حرکت می‌کنند.

  • Die Kinder hatten viel Spaß mit dem bunten Hüpfball im Garten.بچه‌ها با توپ بادی رنگارنگ در باغ خیلی سرگرم شدند.
  • Der Hüpfball ist ein beliebtes Spielzeug für die motorische Entwicklung.توپ جهنده یک اسباب‌بازی محبوب برای رشد حرکتی است.
  • Sie saß auf dem Hüpfball und hüpfte auf und ab.او روی توپ جهنده نشسته بود و بالا و پایین می‌پرید.