der Hürdenläufer

Aussprache: /ˈhʏrdn̩ˌlɔɪ̯fɐ/
Worttrennung: Hür·den·läu·fer
اسم

دونده مانع

Bedeutungen

1

ورزشکاری که در رشته دو و میدانی در مسابقات دو با مانع شرکت می‌کند.

  • Der Hürdenläufer gewann die Goldmedaille.دونده مانع مدال طلا را کسب کرد.
  • Ein guter Hürdenläufer braucht Schnelligkeit und Koordination.یک دونده مانع خوب به سرعت و هماهنگی نیاز دارد.
  • Der Hürdenläufer trainiert täglich für die Olympischen Spiele.دونده مانع هر روز برای المپیک تمرین می‌کند.