die Hüttenwirtin
زن مهماندار کوهستان
Bedeutungen
1
زنی که مسئولیت اداره یک مهمانخانه یا پناهگاه کوهستانی (Hütte) را بر عهده دارد و از مهمانان پذیرایی میکند.
- Die freundliche Hüttenwirtin servierte uns eine warme Mahlzeit.مهماندار مهماننواز کوهستان (خانم) یک وعده غذای گرم به ما سرو کرد.
- Wir übernachteten in der Hütte und wurden von der erfahrenen Hüttenwirtin bestens versorgt.ما در پناهگاه کوهستانی اقامت کردیم و مهماندار (خانم) باتجربه به بهترین نحو از ما پذیرایی کرد.
- Die Hüttenwirtin kennt die besten Wanderwege der Umgebung.مهماندار کوهستان (خانم) بهترین مسیرهای پیادهروی منطقه را میشناسد.