das Haarknäuel
گلوله مو، کلاف مو
Bedeutungen
1
تودهای درهم پیچیده و گره خورده از مو، که معمولاً در اثر شانه نکردن یا ریزش مو ایجاد میشود.
- Ich habe einen großen Haarknäuel in der Bürste gefunden.یک گلوله بزرگ مو در برس پیدا کردم.
- Die Katze hat einen Haarknäuel verschluckt und muss sich übergeben.گربه یک گلوله مو را قورت داده و باید بالا بیاورد.
- Der Friseur musste den Haarknäuel vorsichtig entwirren.آرایشگر مجبور شد گلوله مو را با احتیاط باز کند.