das Hackenzusammenschlagen
به هم کوبیدن پاشنهها (نظامی)، توجه و اطاعت کامل
Bedeutungen
1
حرکت نظامی که در آن پاشنههای کفشها به هم کوبیده میشوند، معمولاً به عنوان نشانه احترام یا آمادگی برای دریافت دستور.
- Der Soldat machte ein Hackenzusammenschlagen, als der General vorbeiging.سرباز با به هم کوبیدن پاشنههایش ادای احترام کرد وقتی ژنرال از کنارش گذشت.
- Beim Hackenzusammenschlagen stehen die Füße im rechten Winkel zueinander.در هنگام به هم کوبیدن پاشنهها، پاها زاویه ۹۰ درجه نسبت به هم دارند.
- Das Hackenzusammenschlagen ist ein Zeichen militärischer Disziplin.به هم کوبیدن پاشنهها نشانهای از انضباط نظامی است.
2
به طور مجازی، نشاندهنده اطاعت کامل، آمادگی برای انجام دستور یا پذیرش بیچون و چرای یک موقعیت.
- Er erwartete von seinen Mitarbeitern ein sofortiges Hackenzusammenschlagen.او انتظار داشت کارمندانش بیدرنگ و کاملاً مطیع باشند.
- In dieser Firma gibt es kein Hackenzusammenschlagen, wir diskutieren Entscheidungen.در این شرکت خبری از اطاعت محض نیست، ما در مورد تصمیمات بحث میکنیم.
- Sie hat sich dem Willen ihres Vorgesetzten mit einem inneren Hackenzusammenschlagen gefügt.او با اطاعتی درونی تسلیم خواست رئیسش شد.