اسم
کنده چوب (برای خرد کردن)، تخته گوشت (بزرگ)
جملات نمونه برای Hackklotz:
„Daneben ist der Kohlenkeller, und auf der andern Seite, vom Holzkeller mit Brettern abgeteilt, ist eine Art Bude, wo der ''Hackklotz'' steht und das Beil an der Wand hängt.“
«کنار آن، زیرزمین زغالسنگ است، و در طرف دیگر، که با تختههایی از زیرزمین چوب جدا شده، نوعی آلونک است که کنده چوب در آن قرار دارد و تبر به دیوار آویزان است.»