Hals über Kopf

Aussprache: /ˈhals yːbɐ ˈkɔpf/
Worttrennung: Hals ·über· ·Kopf
اصطلاح

سر و گردن، با عجله زیاد، بدون فکر، شتاب‌زده

Bedeutungen

1

به معنای بسیار عجولانه، بدون فکر و برنامه‌ریزی، یا با شتاب زیاد انجام دادن کاری است. این اصطلاح اغلب به تصمیمات یا اقداماتی اشاره دارد که بدون در نظر گرفتن عواقب انجام می‌شوند.

  • Er hat Hals über Kopf seinen Job gekündigt, ohne einen neuen zu haben.او بدون داشتن شغل جدید، با عجله زیاد کارش را رها کرد.
  • Sie verliebte sich Hals über Kopf in ihn und heiratete ihn nach wenigen Wochen.او شتاب‌زده عاشق او شد و پس از چند هفته با او ازدواج کرد.
  • Der Unfall geschah, weil er Hals über Kopf bei Rot über die Ampel fuhr.تصادف زمانی رخ داد که او بدون فکر با چراغ قرمز از تقاطع عبور کرد.