اسم
دستمال گردن، روسری (کوچک)
جملات نمونه برای Halstuch:
Sie trägt immer ein ''Halstuch,'' wenn es windig ist.
او همیشه وقتی هوا بادی است، یک دستمال گردن میپوشد.
„Am Ende der Breslauer Straße tauchten im trüben Licht der Gaslaternen junge Kerle mit karierten Schlägermützen und bunten geknoteten ''Halstüchern'' auf.“
«در انتهای خیابان برسلاو، در نور کمرنگ فانوسهای گازی، جوانانی با کلاههای شطرنجی و دستمال گردنهای گرهخورده رنگارنگ ظاهر شدند.»