der Halt Aussprache:/halt/Wortzerlegung:Halt اسم ایست، توقف، تکیهگاه معانی و تعاریف Halt:ایست، توقف، تکیهگاه جملات نمونه برای Halt:Nächster ''Halt'' Wattenscheid!ایستگاه بعدی واتنشاید!„Bei einem der seltenen ''Halts'' stieg er zu, suchte mich, fand mich.“«در یکی از توقفهای نادر، او سوار شد، مرا جستجو کرد، مرا پیدا کرد.»