der Hampelmann

Aussprache: /ˈhampəlˌman/
Worttrennung: Ham·pel·mann
اسم

عروسک خیمه‌شب‌بازی (حرکتی با نخ)، آدم بی‌اراده و سبک

Bedeutungen

1

نوعی عروسک که با کشیدن نخ‌هایی که به دست و پاهایش متصل است، حرکات نمایشی انجام می‌دهد.

  • Das Kind spielte begeistert mit seinem Hampelmann.کودک با اشتیاق با عروسک خیمه‌شب‌بازی‌اش بازی می‌کرد.
  • Der Hampelmann machte lustige Bewegungen, als man an den Schnüren zog.وقتی نخ‌های عروسک را کشیدند، عروسک حرکات خنده‌داری انجام داد.
  • Der Clown ließ einen bunten Hampelmann tanzen.دلقک یک عروسک خیمه‌شب‌بازی رنگارنگ را به رقص درآورد.
2

به صورت مجازی، به فردی بی‌اراده، دمدمی مزاج، یا کسی که به راحتی تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیرد.

  • Er ist ein echter Hampelmann, der immer tut, was andere sagen.او واقعاً یک آدم بی‌اراده است که همیشه کاری را می‌کند که دیگران می‌گویند.
  • Lass dich nicht von jedem zum Hampelmann machen!اجازه نده هر کسی تو را بازی دهد (یا از تو سوءاستفاده کند)!
  • Sie hat keine eigene Meinung und ist wie ein Hampelmann.او نظر شخصی ندارد و مانند یک آدم بی‌اراده است.