Hand und Fuß haben
حسابشده و منطقی بودن، سر و ته داشتن (حرف یا کار)
Bedeutungen
1
به معنای داشتن منطق، دلیل و اساس محکم. برای توصیف یک ایده، طرح یا حرف که خوب فکر شده و قابل قبول است.
- Dieser Vorschlag hat wirklich Hand und Fuß, wir sollten ihn umsetzen.این پیشنهاد واقعاً حسابشده و منطقی است، ما باید آن را اجرا کنیم.
- Ihre Argumentation in der Debatte hatte Hand und Fuß, deshalb hat sie gewonnen.استدلال او در مناظره منطقی و مستدل بود، به همین دلیل او پیروز شد.
- Bevor wir ein neues Projekt starten, muss es Hand und Fuß haben.قبل از اینکه پروژه جدیدی را شروع کنیم، باید حسابشده و منطقی باشد.