das Handauflegen
دستگذاری، نهادن دست (به ویژه برای شفا یا اهداف مذهبی)
Beispiele
- Der Analphabet Rasputin (…) soll den an der Bluterkrankheit leidenden Zarensohn Alexei durch Gebete und ''Handauflegen'' geheilt haben.گفته میشود راسپوتین بیسواد با دعا و دستگذاری بر روی تزارویچ الکسی که از بیماری هموفیلی رنج میبرد، او را شفا داده است.