اسم
کف دست (قسمت گوشتی زیر انگشتان یا شست)
جملات نمونه برای Handballen:
„Mit einem einzigen Ruck hatte sie den Sporn los, aber in ihrem ''Handballen'' klaffte eine häßliche Rißwunde, aus welcher Blut quoll.“
«با یک حرکت ناگهانی، او خار را جدا کرد، اما در کف دستش یک زخم عمیق و زشت ایجاد شده بود که از آن خون جاری بود.»