die Handlungsunfähigkeit

Aussprache: /ˈhandlʊŋsˌʊnfɛːɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Hand·lungs·un·fä·hig·keit
اسم

ناتوانی در اقدام، عدم توانایی عمل

Bedeutungen

1

وضعیت یا حالتی که در آن فرد قادر به انجام اقدامات قانونی، تصمیم‌گیری یا عمل کردن به طور مستقل نیست، اغلب به دلیل بیماری روانی، ناتوانی ذهنی یا شرایط پزشکی دیگر.

  • Nach dem Unfall litt er unter temporärer Handlungsunfähigkeit.پس از تصادف، او از ناتوانی موقت در اقدام رنج می‌برد.
  • Gerichte können eine Betreuung anordnen, wenn eine Person aufgrund von Handlungsunfähigkeit ihre Angelegenheiten nicht regeln kann.دادگاه‌ها می‌توانند در صورتی که فردی به دلیل ناتوانی در اقدام نتواند امور خود را مدیریت کند، قیم تعیین کنند.
  • Die Handlungsunfähigkeit des Patienten machte eine sofortige medizinische Intervention notwendig.عدم توانایی بیمار در عمل، مداخله فوری پزشکی را ضروری ساخت.