اسم
هارمونگرام، نمودار زمانی (برای فرآیندهای کاری)
جملات نمونه برای Harmonogramm:
In diesem ''Harmonogramm'' sehen Sie, dass wir erst mit der Auswertung der Fragebögen fertig sein müssen, bevor wir mit der Ausgestaltung der Räume anfangen können.
در این هارمونگرام میبینید که ما ابتدا باید ارزیابی پرسشنامهها را به پایان برسانیم، قبل از اینکه بتوانیم چیدمان اتاقها را شروع کنیم.