die Hartnäckigkeit

Aussprache: /ˈhaʁtˌnɛkɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Hart·nä·ckig·keit
اسم

سر سختی، سماجت، پافشاری

Bedeutungen

1

ویژگی اصرار ورزیدن و تسلیم نشدن در برابر مشکلات، موانع یا مخالفت‌ها؛ پافشاری و سماجت.

  • Seine Hartnäckigkeit war der Schlüssel zu seinem Erfolg.سر سختی او کلید موفقیتش بود.
  • Mit großer Hartnäckigkeit verfolgte sie ihr Ziel, bis sie es erreichte.او با سماجت زیادی هدف خود را دنبال کرد تا به آن دست یافت.
  • Die Hartnäckigkeit des Teams zahlte sich am Ende aus.پافشاری تیم در نهایت نتیجه داد.