اسم
فحاشی، سخنرانی پر از نفرت، تندبادِ ناسزا
جملات نمونه برای Hasstirade:
In seiner Wut ließ er sich zu ''Hasstiraden'' hinreißen.
او از سر خشم به فحاشی و بیان کلمات پر از نفرت روی آورد.
„Die anschließenden ''Hasstiraden'' kann man damit kaum erklären.“
«سخنرانیهای پر از نفرتِ متعاقب آن را به سختی میتوان با این توجیه کرد.»
„Ilja Ehrenburg feuerte die Rotarmisten mit ''Hasstiraden'' zum Töten an.“
«ایلیا ارنبورگ سربازان ارتش سرخ را با سخنرانیهای پر از نفرت به کشتن تحریک میکرد.»