اسم
نفس کمعمق، دم، کورسویی از...، رگه
جملات نمونه برای Hauch:
Sein Atem war nur noch als ''Hauch'' wahrnehmbar.
نفس او فقط به عنوان یک "بازدم ضعیف" قابل تشخیص بود.
„Ich spüre den warmen aasigen ''Hauch'' aus seinen Nüstern.“
«من نفس گرم و مردارگونه را از سوراخهای بینیاش حس میکنم.»