der Hauklotz

Aussprache: /ˈhaʊ̯klɔt͡s/
Worttrennung: Hau·klotz
اسم

کنده چوب (برای خرد کردن)

Bedeutungen

1

قطعه‌ای ضخیم و محکم از تنه درخت که به عنوان سطحی پایدار برای خرد کردن چوب، گوشت یا سایر مواد استفاده می‌شود.

  • Der Metzger zerlegte das Fleisch auf dem Hauklotz.قصاب گوشت را روی کنده خردکننده تکه کرد.
  • Für das Brennholz brauchten wir einen stabilen Hauklotz.برای هیزم به یک کنده خردکننده محکم نیاز داشتیم.
  • Der alte Hauklotz im Garten diente als Werkbank.کنده خردکننده قدیمی در باغ به عنوان میز کار استفاده می‌شد.