der Hauklotz
کنده چوب (برای خرد کردن)
Bedeutungen
1
قطعهای ضخیم و محکم از تنه درخت که به عنوان سطحی پایدار برای خرد کردن چوب، گوشت یا سایر مواد استفاده میشود.
- Der Metzger zerlegte das Fleisch auf dem Hauklotz.قصاب گوشت را روی کنده خردکننده تکه کرد.
- Für das Brennholz brauchten wir einen stabilen Hauklotz.برای هیزم به یک کنده خردکننده محکم نیاز داشتیم.
- Der alte Hauklotz im Garten diente als Werkbank.کنده خردکننده قدیمی در باغ به عنوان میز کار استفاده میشد.