die Hauptmännin

Aussprache: /ˈhaʊ̯ptmɛnɪn/
Worttrennung: Haupt·män·nin
اسم

فرمانده زن (درجه کاپیتان)

Bedeutungen

1

زنی که درجه نظامی کاپیتان (Hauptmann) را دارد و فرماندهی یک واحد نظامی را بر عهده دارد.

  • Die Hauptmännin führte ihre Truppen tapfer in die Schlacht.فرمانده زن (کاپیتان) نیروهای خود را شجاعانه به میدان نبرد هدایت کرد.
  • Als Hauptmännin war sie für die Sicherheit ihrer Soldaten verantwortlich.او به عنوان فرمانده زن (کاپیتان) مسئول امنیت سربازانش بود.
  • Die Beförderung zur Hauptmännin war ein großer Erfolg für sie.ارتقا به درجه فرماندهی زن (کاپیتان) موفقیت بزرگی برای او بود.