der Hauptorganisator
سازماندهنده اصلی، مسئول اصلی
Bedeutungen
1
شخصی که مسئولیت اصلی برنامهریزی، هماهنگی و اجرای یک رویداد، پروژه یا فعالیت را بر عهده دارد.
- Als Hauptorganisator des Festivals hatte er viel zu tun.او به عنوان سازماندهنده اصلی جشنواره، کارهای زیادی داشت.
- Der Hauptorganisator bedankte sich bei allen Helfern für ihre Unterstützung.سازماندهنده اصلی از همه داوطلبان برای حمایتشان تشکر کرد.
- Sie ist die Hauptorganisatorin des Wohltätigkeitslaufs.او سازماندهنده اصلی مسابقه دو خیریه است.