der Hauptpass
گذرگاه اصلی، گردنه اصلی
Bedeutungen
1
مهمترین یا اصلیترین مسیر عبور از یک رشته کوه یا منطقه کوهستانی؛ گردنه اصلی.
- Der Hauptpass ist im Winter oft wegen Schnee gesperrt.گذرگاه اصلی در زمستان اغلب به دلیل برف مسدود است.
- Die Armee versuchte, den Hauptpass zu kontrollieren.ارتش تلاش کرد تا گردنه اصلی را کنترل کند.
- Wir nahmen den längeren Weg, um den steilen Hauptpass zu umgehen.ما مسیر طولانیتر را انتخاب کردیم تا از گذرگاه اصلی شیبدار اجتناب کنیم.