اسم
ستاد فرماندهی، مقر اصلی، قرارگاه
جملات نمونه برای Hauptquartier:
Die militärischen Befehlshaber trafen sich wegen eines Präzedenzfalles im ''Hauptquartier.''
فرماندهان نظامی به دلیل یک سابقه در ستاد فرماندهی ملاقات کردند.
„Marc Aurel konnte sein ''Hauptquartier'' im Jahr 171 nach Carnuntum verlegen, ein großes Militärlager an der Donau zwischen dem heutigen Wien und Bratislava.“
مارکوس اورلیوس توانست مقر اصلی خود را در سال ۱۷۱ به کارنونتوم منتقل کند، یک اردوگاه نظامی بزرگ در کنار دانوب بین وین و براتیسلاوای امروزی.