der Hauptschlüssel

Aussprache: /ˈhaʊ̯ptˌʃlʏsl̩/
Worttrennung: Haupt·sch·lüs·sel
اسم

کلید اصلی، کلید مادر

Bedeutungen

1

کلیدی که به عنوان کلید اصلی در یک سیستم قفل عمل می‌کند و می‌تواند قفل‌های دیگر را باز کند، مشابه کلید مادر.

  • Der Hauptschlüssel passt auf alle Schränke in der Werkstatt.کلید اصلی به تمام قفسه‌ها در کارگاه می‌خورد.
  • Sie verlor den Hauptschlüssel und musste einen neuen anfertigen lassen.او کلید اصلی را گم کرد و مجبور شد یکی جدید بسازد.
  • Der Hauptschlüssel ist für den Zugang zu allen Bereichen notwendig.کلید اصلی برای دسترسی به تمام مناطق ضروری است.