der Hauptstörenfried
مزاحم اصلی، عامل اصلی دردسر
Bedeutungen
1
شخص یا عاملی که بیشترین نقش را در ایجاد اختلال، مشکل یا دردسر در یک موقعیت یا گروه دارد.
- Er war der Hauptstörenfried in der Klasse und wurde oft ermahnt.او مزاحم اصلی در کلاس بود و اغلب توبیخ میشد.
- Der Hauptstörenfried der Diskussion wurde schließlich gebeten zu gehen.عامل اصلی اختلال در بحث، سرانجام از او خواسته شد که برود.
- Ohne den Hauptstörenfried wäre die Party viel entspannter gewesen.بدون عامل اصلی دردسر، مهمانی بسیار آرامتر بود.