der Hauptverdächtiger

Aussprache: /ˌhaʊptfɛrˈdɛçtɪɡɐ/
Worttrennung: Haupt·ver·däch·ti·ger
اسم

مظنون اصلی

Bedeutungen

1

فردی که پلیس یا مقامات قضایی بیشترین ظن را به ارتکاب جرم متوجه او می‌دانند و تحقیقات اولیه بر روی او متمرکز است.

  • Der Hauptverdächtige wurde heute Morgen verhaftet.مظنون اصلی امروز صبح دستگیر شد.
  • Die Polizei sucht noch nach weiteren Beweisen gegen den Hauptverdächtigen.پلیس هنوز به دنبال شواهد بیشتری علیه مظنون اصلی است.
  • Nach stundenlanger Befragung blieb er der Hauptverdächtige.پس از ساعت‌ها بازجویی، او همچنان مظنون اصلی باقی ماند.