das Hauskleid

Aussprache: /ˈhaʊ̯sˌklaɪ̯t/
Wortzerlegung: Haus·kleid
اسم

پیراهن خانگی

Beispiele

  • Hinter der Küchentür hängt eine blaue Schürze und ein ''Hauskleid.پشت در آشپزخانه یک پیش‌بند آبی و یک پیراهن خانگی آویزان است.
  • Früher erledigte meine Oma die Hausarbeit in einem geblümten ''Hauskleid.قبلاً مادربزرگم کارهای خانه را با یک پیراهن خانگی گل‌دار انجام می‌داد.
  • Von meiner Uroma gibt es Schwarzweißfotos aus den 1930ern, wo sie im selbstgenähten ''Hauskleid'' in die Kamera lächelt.از مادربزرگ مرحومم عکس‌های سیاه و سفید از دهه ۱۹۳۰ وجود دارد که در آن‌ها با پیراهن خانگی که خودش دوخته بود به دوربین لبخند می‌زند.
  • Im Badezimmer hängt noch das geblümte ''Hauskleid'' am Haken. Barbara Maria Bauer liebt ''Hauskleider.هنوز پیراهن خانگی گل‌دار در حمام روی چوب لباسی آویزان است. باربارا ماریا باور عاشق پیراهن‌های خانگی است.