die Hausmacht

Aussprache: /ˈhaʊ̯smaxt/
Worttrennung: Haus·macht
اسم

قدرت داخلی، پایگاه قدرت (سنتی: سرزمین‌های تحت حاکمیت یک شاهزاده)

Bedeutungen

1

قدرت یا نفوذ داخلی یک فرد، گروه یا سازمان، به ویژه در مقایسه با قدرت خارجی؛ در تاریخ، به سرزمین‌هایی که مستقیماً تحت حاکمیت یک شاهزاده یا حاکم بودند، اشاره داشت.

  • Der Herzog versuchte, seine Hausmacht gegenüber dem König zu stärken.دوک تلاش کرد تا قدرت داخلی خود را در برابر پادشاه تقویت کند.
  • Die Hausmacht des Unternehmens liegt in seinen loyalen Kunden.پایگاه قدرت این شرکت در مشتریان وفادار آن نهفته است.
  • Die alten Adeligen verloren ihre Hausmacht mit dem Aufkommen der Nationalstaaten.اشراف قدیمی با ظهور دولت‌های ملی، قدرت داخلی خود را از دست دادند.