das Hausmädchen

Aussprache: /ˈhaʊ̯sˌmɛːtçən/
Worttrennung: Haus·mäd·chen
اسم

خدمتکار زن، کلفت

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه انجام کارهای خانگی مانند نظافت، آشپزی و مراقبت از کودکان را در یک خانه بر عهده دارد.

  • Das Hausmädchen putzte jeden Tag die Fenster.خدمتکار زن هر روز پنجره‌ها را تمیز می‌کرد.
  • Früher war es üblich, ein Hausmädchen für die Haushaltsführung einzustellen.در گذشته استخدام یک خدمتکار زن برای اداره امور منزل رایج بود.
  • Sie behandelte ihr Hausmädchen mit Respekt und Freundlichkeit.او با خدمتکار خانه‌اش با احترام و مهربانی رفتار می‌کرد.