das Hausmädchen
خدمتکار زن، کلفت
Bedeutungen
1
زنی که وظیفه انجام کارهای خانگی مانند نظافت، آشپزی و مراقبت از کودکان را در یک خانه بر عهده دارد.
- Das Hausmädchen putzte jeden Tag die Fenster.خدمتکار زن هر روز پنجرهها را تمیز میکرد.
- Früher war es üblich, ein Hausmädchen für die Haushaltsführung einzustellen.در گذشته استخدام یک خدمتکار زن برای اداره امور منزل رایج بود.
- Sie behandelte ihr Hausmädchen mit Respekt und Freundlichkeit.او با خدمتکار خانهاش با احترام و مهربانی رفتار میکرد.