der Hausstand

Aussprache: /ˈhaʊ̯sˌʃtant/
Worttrennung: Hausstand
اسم

خانوار، اثاثیه منزل، مجموعه افراد ساکن در یک خانه

Bedeutungen

1

مجموعه افراد یک خانواده که با هم در یک خانه زندگی می‌کنند و معمولاً هزینه‌های مشترکی دارند؛ همچنین می‌تواند به معنای کل اثاثیه و لوازم موجود در یک خانه باشد.

  • Der gesamte Hausstand wurde bei dem Umzug neu organisiert.کل اثاثیه منزل در هنگام اسباب‌کشی دوباره سازماندهی شد.
  • Die Größe des Hausstandes beeinflusst die Wohnkosten.اندازه خانوار بر هزینه‌های مسکن تأثیر می‌گذارد.
  • Sie musste ihren Hausstand auflösen, da sie ins Ausland zog.او مجبور شد اثاثیه خانه‌اش را بفروشد زیرا به خارج از کشور می‌رفت.