die Hautärztin
دکتر پوست (زن)
Bedeutungen
1
پزشکی که در تشخیص و درمان بیماریهای پوست تخصص دارد؛ مترادف با Dermatologin (جنسیت مونث).
- Die Hautärztin hat mir eine neue Behandlungsmethode empfohlen.دکتر پوست یک روش درمانی جدید به من توصیه کرد.
- Ich gehe lieber zu einer Hautärztin, weil ich mich bei ihr wohlfühle.من ترجیح میدهم به یک دکتر پوست زن مراجعه کنم چون با او احساس راحتی میکنم.
- Die Hautärztin untersucht Muttermale regelmäßig.دکتر پوست به طور منظم خالها را معاینه میکند.