das Hautstück
تکه پوست
Bedeutungen
1
بخشی از پوست که جدا شده یا بریده شده است، مثلاً در جراحی یا پس از آسیب.
- Der Arzt entfernte ein kleines Hautstück.دکتر یک تکه پوست کوچک را برداشت.
- Bei dem Unfall wurde ein Hautstück verletzt.در این حادثه، تکه پوستی آسیب دید.
- Das Hautstück wurde zur Untersuchung ins Labor geschickt.تکه پوست برای بررسی به آزمایشگاه فرستاده شد.