اسم
هد هانتر، شکارچی استعداد (فردی که متخصصان را برای کارفرمایان پیدا میکند)
جملات نمونه برای Headhunter:
„Am Anfang reagierte sie noch wie üblich: Sie rief ''Headhunter'' an, die sie in Vorstellungsgespräche brachten; sie baute auf ihr Netzwerk, aber es war vorbei, keiner konnte mehr irgendwem helfen.“
«در ابتدا او هنوز طبق معمول واکنش نشان داد: او با هد هانترها تماس گرفت که او را به مصاحبههای شغلی میبردند؛ او بر شبکه خود تکیه کرد، اما کار تمام شده بود، هیچ کس دیگر نمیتوانست به کسی کمک کند.»