die Hegemonialmacht

Aussprache: /heːɡemoˈni̯aːlˌmaxt/
Worttrennung: He·ge·mo·nial·macht
اسم

قدرت هژمونیک، قدرت سلطه‌گر

Bedeutungen

1

کشور یا قدرتی که بر دیگران تسلط دارد و نفوذ سیاسی، اقتصادی یا نظامی گسترده‌ای اعمال می‌کند.

  • Die USA waren lange Zeit die unangefochtene Hegemonialmacht.ایالات متحده برای مدت طولانی قدرت هژمونیک بلامنازع بود.
  • Die Entstehung einer neuen Hegemonialmacht verändert die globale politische Landschaft.ظهور یک قدرت هژمونیک جدید، چشم‌انداز سیاسی جهانی را تغییر می‌دهد.
  • Historiker diskutieren die Rolle der verschiedenen Hegemonialmächte in der Antike.تاریخ‌نگاران در مورد نقش قدرت‌های هژمونیک مختلف در دوران باستان بحث می‌کنند.